تبلیغات
ஐ ماه نقره ای ஐ - غرق در رویاها
 
ஐ ماه نقره ای ஐ
ای کاش عظمت در نگاه تو باشد نه در آنچه بدان می نگری
درباره وبلاگ


حرف‌های ما هنوز ناتمام ....
تا نگاه می‌کنی :
وقت رفتن است
باز هم همان حکایت همیشگی!
پیش از آن‌که با خبر شوی
لحظه‌ی عزیمت تو ناگزیر می‌ شود
آی .....
ای دریغ و حسرت همیشگی
ناگهان
چقدر زود
دیر می‌شود!

مدیر وبلاگ : Nasrin
نویسندگان
یکشنبه 9 خرداد 1395 :: نویسنده : Nasrin
یکی از آهنگهای گروه یانی به نام nightingale هست که همیشه از شنیدنش
لذت می برم.
شروع آروم و زیبای این آهنگ منو دعوت میکنه به دیدن رویایی زیبا در بیداری.
چشمامو می بندم و تصور می کنم در دامنه بسیار سبز یک کوهستان،در حالیکه
پیراهن سفیدی از جنس ساتن و حریر برتن دارم و صندلهای سفید که با مرواریدهای
سفید و نقره ای تزیین شده در پا،در میان حجم عظیمی از سبزهایی که به کمرم
میرسند در حال قدم زدن هستم.
نوای فلوت زیبای این آهنگ به من یادآوری میکنه که چندعقاب زیبا در پهنه ی بی کران
آسمان آبی بالای سرم پر ابهت و باشکوه در حال پرواز هستند.
نسیم خنک و هوای معطر گلهای دامنه کوهستان وجودمو سرشار از حس زیبایی میکنه،
حسی که احساس قدرت و نشاط عجیبی در من ایجاد میکنه انگار که سبک هستم
سبک تر از یک پر موقع وزش نسیم بهاری.
خودمو تصور می کنم که با تند شدن ریتم ملایم آهنگ قدمهامو شادتر و مستانه تر
برمی دارم و سبک بال در میان انبوهی از سبزها در حال دویدنم.
آنقدر سبک که گاهی پاهام از روی سطح زمین جدا میشن،آره من می تونم آروم از
روی زمین جداشم و به پرواز در بیام،اما هنوزم وقتش نیست،هنوزم باید کمی راه برم.
آروم دستامو روی سبزه ها و گلهای روییده شده میارم و لطافت این همه زیبایی رو زیر
دستام حس میکنم و با بالا رفتن ریتم پرابهت آهنگ متوجه میشم به تپه بلندی رسیدم و
در بالاترین نقطه ایستادم، نسیم لطیف کوهستان از میان موهای من عبور میکنه و در
حالیکه دستامو باز کردم از اون ارتفاع می پرم اما پریدن من به معنای افتادنم نیست،
من شروع میکنم به پرواز و هرچی آهنگ به اوج نزدیک تر میشه من بالا و بالاتر میرم.
از بالا که نگاه میکنم کوهستان سبز و زیبایی که توش قدم میزدم زیرپاهام در کمال متانت و
وقار در حال خود نمایی هست و من سبک بال در میان عطر نسیم کوهستانی زیر سقف
آسمون خدای مهربونم دارم پرواز میکنم و وجودم سرشار از عشق به همه ی اون
زیبایی ها شده و حس ناب شادی بی پایان در لحظه.
چشمامو که باز میکنم همه چی یادآور میشه برام،بشر همیشه آرزوی پرواز داشته و داره.
ماها هواپیما ساختیم،کایت ساختیم،بالن ساختیم و حتی سفینه برای رفتن به سیارات دیگه
اما فک کنم هنوزم آرزوداریم روزی برسه که خودمون بی هیچ وسیله ای بی هیچ
واسطه ای شروع کنیم به پرواز کردن زیر سقف آبی زیبای آسمون و پرواز زیباترین
و لطیف ترین حسی که رویای رسیدن بهشو حتی در آهنگهای زیبای جهان میشه
لمس کرد.
راستی شما چطور؟شماهم به پرواز کردن خودتون فک می کنید؟
هنوز قوه تخیلاتتون مثل کودکی ها شما رو به ناکجاآبادها میبره؟
منتظر خوندن نظراتتون هستم.





نوع مطلب : حرفهای خودمونی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 23 خرداد 1395 10:35 ب.ظ
قوه تخیل فعالی دارید،جالب بود،کلا نوشته ها و متنهاتون خیلی خوب بوده،موفق باشید.
Nasrin ممنون از لطف شما
یکشنبه 23 خرداد 1395 10:31 ب.ظ
از بس تنهایی به اینده مجهولم فکر کردم،و اینکه مجبورم زندگیمو تامین کنم واقعا جایی برای فکر کردن به تخیلاتم و یا خلق تخیلات ندارم،ولی خیلی جالب بود،بیشتر بنویسید.
Nasrin ممنون از نظر لطف شما
حتما سعی میکنم بیشتر بنویسم
یکشنبه 23 خرداد 1395 10:28 ب.ظ
خیلی جالب بود،تا به حال اینطوری به اهنگها گوش نکرده بودم
Nasrin ممنون از نظر لطف شما:-)
شنبه 15 خرداد 1395 10:07 ب.ظ
راستش انقدر غرق در اهداف و آرزوها شدیم که حتی رویاهامون تصور اون موقعیتهاست ، اما این خیلی عالیه که بریم به دوران کودکی و ...
در ضمن حرف نداشت نوشته شما
Nasrin با نظرتون موافقم،با بزرگ شدن اهداف هم متفاوت میشه،
ممنون از نظر دلگرم کنندتون
یکشنبه 9 خرداد 1395 10:57 ب.ظ
سلام

وبلاگ خیلی زیبایی داری!

به منم سر بزن!

منتظرم!


Nasrin سلام
ممنون از نظر لطف شما
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :